{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Dismiss
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
معزول کردن
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
اخراج كردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
منفصل کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رفض
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نادیده گرفتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
معاف کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فصل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طرد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
صرف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نبذ
معنی Dismiss, معنی Dهسوهسس, معنی Dismiss, معنی اصطلاح Dismiss, معادل Dismiss, Dismiss چی میشه؟, Dismiss یعنی چی؟, Dismiss synonym, Dismiss definition,
معنی process-oriented
,
ترجمه process-oriented
به فارسی,
معنی franchisor
,
ترجمه franchisor
به فارسی,
معنی (گ.ش.) نوعی گیاه مخوص برزیل
,
ترجمه (گ.ش.) نوعی گیاه مخوص برزیل
به انگلیسی,
معنی Europahttps://tarjomic.com/dic
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی