{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Direct
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مستقیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستور دادن (دستور اداری یا دولتی برای اجرای یک حکم یا ابلاغ)
۰
۰
[توسط مترجم]
[نرم افزار، سخت افزار و کامپیوتر]
مستقیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مستقيم
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بیواسطه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مدیریت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
مستقیم
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مستقیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هدایت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
کارگردانی کردن
معنی Direct, معنی Dهقثرف, معنی Direct, معنی اصطلاح Direct, معادل Direct, Direct چی میشه؟, Direct یعنی چی؟, Direct synonym, Direct definition,
معنی bookstore
,
معنی commit a crime
,
ترجمه commit a crime
به فارسی,
معنی vestry
,
ترجمه vestry
به فارسی,
معنی روانشناسی
,
ترجمه روانشناسی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی