{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Curating
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
نمایشگاه گردانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سازمان دهی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارداری کردن، متصدی بودن.
معنی Curating, معنی Cعقشفهئل, معنی Curating, معنی اصطلاح Curating, معادل Curating, Curating چی میشه؟, Curating یعنی چی؟, Curating synonym, Curating definition,
معنی Applicable
,
ترجمه Applicable
به فارسی,
معنی Standee
,
معنی ballast free ship
,
ترجمه ballast free ship
به فارسی,
معنی water conveyance
,
ترجمه water conveyance
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی