{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Core
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
مغزه
۴
۰
[توسط مشتری]
[نفت ، گاز و پتروشیمی]
مغزه
۳
۰
[توسط مترجم]
[امنیت و رمزنگاری]
هسته
۴
۱
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
هسته، بخش مركزى، مركز
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
هسته
۳
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
هسته
۴
۱
[توسط مترجم]
[زمین شناسی]
مغزه
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
هسته
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
هسته
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هسته
معنی Core, معنی Cخقث, معنی Core, معنی اصطلاح Core, معادل Core, Core چی میشه؟, Core یعنی چی؟, Core synonym, Core definition,
معنی hang
,
ترجمه hang
به فارسی,
معنی Producer-Consumer Theory
,
ترجمه Producer-Consumer Theory
به فارسی,
معنی spirit
,
ترجمه spirit
به فارسی,
معنی 0
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی