{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Commission
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کمیسیون
۴
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
کمیسیون
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارمزد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تفويض
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیئت (کمیسیون)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راه اندازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حکم، هیئت، تصدی، فرمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کمسیون
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
حق العمل
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
اقدام
معنی Commission, معنی Cخووهسسهخئ, معنی Commission, معنی اصطلاح Commission, معادل Commission, Commission چی میشه؟, Commission یعنی چی؟, Commission synonym, Commission definition,
معنی Fire Department
,
ترجمه Fire Department
به فارسی,
معنی mod
,
ترجمه mod
به فارسی,
معنی حلالیت استامینوفن
,
ترجمه حلالیت استامینوفن
به انگلیسی,
معنی تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه
,
ترجمه تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی