{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Chip
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
تراشه
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
تراشه
۵
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
تراشه
۵
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تراشه
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
تراشه
۱
۰
[توسط مشتری]
[بیوتکنولوژی]
چیپ
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ژتون
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تراشه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سنسور تصویر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رنده کردن
معنی Chip, معنی Cاتهح, معنی Chip, معنی اصطلاح Chip, معادل Chip, Chip چی میشه؟, Chip یعنی چی؟, Chip synonym, Chip definition,
معنی مکاترونیک
,
ترجمه مکاترونیک
به انگلیسی,
معنی عدد هارمونیوس
,
ترجمه عدد هارمونیوس
به انگلیسی,
معنی ایست، ایست دادن، امر بهتوقف دادن (حیوانات)
,
ترجمه ایست، ایست دادن، امر بهتوقف دادن (حیوانات)
به انگلیسی,
معنی پیشنهاد دادن کنار امدن با، مداخله کردن، رساندن، تقاضا کردن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی