{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Caught
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۳
۲
[General]
[... عمومی ...]
گرفتار
۲
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گیر افتادن
۰
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مچ کسی را گرفتن، دستگیر کردن
معنی Caught, معنی Cشعلاتف, معنی Caught, معنی اصطلاح Caught, معادل Caught, Caught چی میشه؟, Caught یعنی چی؟, Caught synonym, Caught definition,
معنی be blamed
,
ترجمه be blamed
به فارسی,
معنی but also
,
ترجمه but also
به فارسی,
معنی communication system security
,
ترجمه communication system security
به فارسی,
معنی fluid
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی