{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
CHARGE
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حمله کردن
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
بار
۲
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
بار
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
مطالبه هزینه
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
بار
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هزینه
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قبض
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
اتهام
۲
۱
[bbCustoms]
[... عمومی ...]
هزینه، خرج
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسئوليت
معنی CHARGE, معنی CHARGE, معنی CHARGE, معنی اصطلاح CHARGE, معادل CHARGE, CHARGE چی میشه؟, CHARGE یعنی چی؟, CHARGE synonym, CHARGE definition,
معنی پایدارسازها
,
ترجمه پایدارسازها
به انگلیسی,
معنی جزیره کوچک، جای پرت و دور افتاده
,
معنی اراسته، پاکیزه سرزنده وبشاش، تند، چابک، باروح، رایج، چست، تیز
,
معنی self-enforcing
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی