{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Boundary
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[محیط زیست]
مرز
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
مرزی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حد و مرز
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
مرزی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرز، حد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
چارچوب
۰
۰
[StatDictionary]
[پزشکی]
کرانه، مرز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
محدودیت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
حد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرز، سرحد، خط سرحدی
معنی Boundary, معنی Bخعئیشقغ, معنی Boundary, معنی اصطلاح Boundary, معادل Boundary, Boundary چی میشه؟, Boundary یعنی چی؟, Boundary synonym, Boundary definition,
معنی مصالح سنگریزه ای
,
معنی impact
,
ترجمه impact
به فارسی,
معنی quadratic damping
,
معنی نازا، عقیم، لم یزرع، بی ثمر، بی حاصل، تهی، سترون
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی