{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Beacon
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
چراغ هدایت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیکن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
چراق دریایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشان نما؛ نشان فرست؛ راهنما؛ سیگنال راهنما؛ سیگنال ردیابی مخابره شده از ماهواره به زمین؛ ایستگاه متحرک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برج دیدبانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیکن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برج هدایت
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
لنگر،ایستگاه متحرک ، سیگنال راهنما
معنی Beacon, معنی Bثشرخئ, معنی Beacon, معنی اصطلاح Beacon, معادل Beacon, Beacon چی میشه؟, Beacon یعنی چی؟, Beacon synonym, Beacon definition,
معنی disorder
,
ترجمه disorder
به فارسی,
معنی isomalt
,
ترجمه isomalt
به فارسی,
معنی Adscititious
,
معنی photoequilibrium
,
ترجمه photoequilibrium
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی