{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Appoint
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[General]
[... عمومی ...]
مقرر داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انتخاب کردن، منصوب کردن یا شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
منصوب کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وقت ملاقات داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انتصاب کردن، گماشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منصوب شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
برقرار داشتن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
decide on; set a time or place; choose for a position; equip or furnish
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
معین کردن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
منصوب کردن ، مقرر کردن
معنی Appoint, معنی Aححخهئف, معنی Appoint, معنی اصطلاح Appoint, معادل Appoint, Appoint چی میشه؟, Appoint یعنی چی؟, Appoint synonym, Appoint definition,
معنی Analysis For Intrusion Detection Console (ACID)
,
ترجمه Analysis For Intrusion Detection Console (ACID)
به فارسی,
معنی واکنشگاه بستر ثابت مستغرق
,
ترجمه واکنشگاه بستر ثابت مستغرق
به انگلیسی,
معنی دonionیکشنری ابادیس
,
معنی حرف، وراج، پرگو
,
ترجمه حرف، وراج، پرگو
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی