{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Administer
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اداره کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدیر
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
اداره کردن ، کمک کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسیذگی کردن،توزیه کردن؛ (کمک) رساندن،دادن؛
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدير
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اداره کردن، اجرا کردن
معنی Administer, معنی Aیوهئهسفثق, معنی Administer, معنی اصطلاح Administer, معادل Administer, Administer چی میشه؟, Administer یعنی چی؟, Administer synonym, Administer definition,
معنی accordingly
,
ترجمه accordingly
به فارسی,
معنی everybody
,
ترجمه everybody
به فارسی,
معنی (.n):(ج.ش.) کرم، کرم روده (ferp-):(طب - ج.ش.) کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
,
ترجمه (.n):(ج.ش.) کرم، کرم روده (ferp-):(طب - ج.ش.) کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
به انگلیسی,
معنی LVSD cabinets
,
ترجمه LVSD cabinets
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی